X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
شعر نان
شعر نان
شعر نان دانید من که هستم؟من نان تازه هستمخوش عطرم و برشتهعطرم به جان سرشته زینت سفره هایمقوت دست و پایم حاصل کار یارانخوراک صد هزارانحکایتم دراز استدر من هزار راز است ب

شعر نان

1396/10/30 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : bazikade
دانید من که هستم؟
من نان تازه هستم
خوش عطرم و برشته
عطرم به جان سرشته

زینت سفره هایم
قوت دست و پایم

حاصل کار یاران
خوراک صد هزاران
حکایتم دراز است
در من هزار راز است

بشنو تو سرگذشتم
چه بودم و چه گشتم

گندم بودم در آغاز
گندم ناز و طناز

دهقان پیر مرا کاشت
زحمت کشید تا برداشت


هر روز و شب داد آبم
ببین چقدر شادابم

از رنج و کار دهقان
کم کم شدم شکوفان

قدم بلند شد کم کم
بوسید رویم را شبنم

به به به خوشه هایم
گندم با صفایم


شد ساقه ام طلایی
آی برزگر کجایی؟

پیشم بیا شتابان
با داس تیز و بران

دروم کرد مرد دهقان
برد پیش آسیابان

آردم کرد آسیابان
خمیر شدم پس از آن


گذاشت رو پاروش نانوا
چید تو تنور خمیر را

گرفتم از آتش جان
یواش یواش شدم نان


ده ها تن گرم کارند
شب تا سحر بیدارند

تا نان شود مهیا
آید به سفره ما

ای که می خوری نان را
بدان تو قدر آن را.



موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
نام :
ايميل:
سايت:
کد تایید:
ارسال نظر به صورت خصوصي به مدیر سایت

ساخت وبلاگ